واحد مقاومت دبیرستان ابن سینا

بسیج دانش آموزی

پایگاه بسیج دانش آموزی دبیرستان ابن سینا شهرستان مرودشت

نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۱۶ فروردين ۹۵، ۱۹:۱۶ - طاها میرویسی
    بله

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مداحی» ثبت شده است

مقاله ای درباره فاطمیه و کرامات آن

مهدی قاسمی | شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۰۳ ب.ظ

      بسمه تعالی

                               

                   مقاله ای درباره فاطمیه و کرامات آن

 

(اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُک (

               عمریست رهین منت زهرائیم                 مشهور شده به عزت زهرائیم

               مُردیم اگر به قبر ما بنویسید                   ماپیر غلام حضرت زهرائیم

 ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی،میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز. با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند. اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند. ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)،29روز بوده باشند،حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل،روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود.چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند. اما در عرف به دهه دوم جمادی الاول از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی ازاول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95روز،شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

                        فهرست مقاله :

بخش اول : زندگانى حضرت زهرا سلام الله علیها

زندگانى حضرت زهرا سلام الله علیها

زهرا (س) در کلام قرآن

زهرا (س)  در روایات

آداب مهم پیش از خوابیدن در زندگی فاطمه (ع)

از حضرت زهرا (س) روایت شده است:

افضلیت بر آدم (ع )

برترى بر ابراهیم (ع )

تکبیر در شب عروسى

شهادتین در بدو تولد

بخش دوم : نماز و عبادات حضرت زهرا سلام الله علیها

دعای حضرت فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در نماز

کار منزل و عبادت

تشویق فرزندان به عبادت

                                                                                  

بیدار کردن کودکان براى عبادت

جواب سوال نماز

عبادت نمونه

خوف در نماز

حضرت فاطمه زهرا (س) و نماز

شب زنده دارى فاطمه

مواظبت بر نماز شب در کودکى

نماز در شب زفاف

خواندن قرآن در خانه

بخش سوم : گوشه ای از کرامات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نورى از خانه

طعام غیبى در سجده گاه زهرا (س )

سخن گفتن با مادر در دوران جنینی
آمدن حور العین و زنان بهشتی هنگام ولادت حضرت زهرا علیها السلام
نورانی شدن مکه و جهان با نور ولادت فاطمه علیها السلام
سجده هنگام ولادت
گفتن شهادتین هنگام ولادت
جامه بهشتی
هم صحبتی با ملائکه
حرکت گهواره
غذای بهشتی
زیان نرساندن آتش به بدن فاطمه علیها السلام
گریه هستی بر گریه زهراعلیها السلام
بیرون آمدن دست های زهراعلیها السلام از کفن
نام زهراعلیها السلام و نزول آب بهشتی
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا

اقرار به رسالت پدر در شکم مادر

 تابش نور از چادر نماز زهرا(س )

چرخیدن آسیاى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا :

حرام بودن آتش بر فاطمه زهرا

.............بقیع مطلب در ادامه مطلب

 

 

 

 

 

 

                                       

منبع:

پایگاه شهید علی صیاد شیرازی روستای احمدی

                                               

  • مهدی قاسمی

وقایع اتفاق افتاده در اربعین

مهدی قاسمی | سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۶:۴۱ ب.ظ

وقایع اتفاق افتاده در اربعین
در این نوشتار تنها به سه واقعه مشهور مرتبط با قیام حسینی در اولین اربعین شهادت سیدالشهداء اشاره می شود و به وقایع دیگر که طبیعتا در آن زمان رخ داده است عنایتی ندارد.


1. نخستین زیارت قبر امام حسین علیه السلام  توسط جابربن عبدالله انصاری
بشارة المصطفى: از اعمش، از عطیه عوفى روایت شده که گفت: با جابر بن عبد اللَّه انصارى، جهت زیارت قبر حضرت حسین‏ بن على علیه السّلام، راه افتادیم وقتى به کربلا رسیدیم، جابر به کنار آب فرات رفت، و در آن غسل کرد، سپس پارچه‏ اى را به کمر بست و دیگرى را به دوش انداخت [و خود را به هیأت زائران خانه خدا در آورد] آنگاه خود را با عطرى خوشبو کرد. و قدمى بر نداشت مگر اینکه خدا را یاد کرد تا به قبر نزدیک شد [جابر در آن ایام نابینا شده بود و جایى را نمى‏دید لذا] به من گفت: یاریم کن تا قبر حضرتش را لمس کنم، من او را یارى کردم، روى قبر افتاد و بیهوش شد، آبى به سر و صورتش زدم تا به حال آمد و سه بار صدا زد: یا حسین، و سپس گفت: دوستى، جواب دوستش را نمى ‏دهد، سپس گفت: و چگونه مى‏ توانى جواب بدهى، و حال آنکه رگهاى گردنت بریده شده، و بین بدن و سرت جدایى افتاده است.

 

من شهادت مى ‏دهم که تو، فرزند پیامبرانى، و فرزند سرور مؤمنانى، فرزند همراه تقوایى، فرزند سلیل هدایتى، تو پنجمین اهل کسائى، تو فرزند سید نقبائى، تو فرزند فاطمه سیده زنانى، و چرا چنین نباشى و حال آنکه به دست سید پیامبران به تو غذا داده شد و در دامن پرهیزکاران تربیت یافتى و از پستان ایمان شیر خوردى، پاک زیستى، و پاک به شهادت نائل شدى، دلهاى مؤمنان در فراقت ناآرامند، و شک و تردیدى ندارند که [شهادت‏] برایت اختیار شده بود. پس سلام خدا و رضوان او بر تو باد، و گواهى مى‏دهم که تو بر همان راهى رفتى که برادرت یحیى بن زکریا رفت. (1)

 

2. بنا بر قولی رسیدن کاروان اسرا به کربلا
 سید بن طاوس می نویسد: قال الراوی و لما رجع نساء الحسین ع و عیاله من الشام و بلغوا العراق قالوا للدلیل مر بنا على طریق کربلاء فوصلوا إلى موضع المصرع فوجدوا جابر بن عبد الله الأنصاری رحمه الله و جماعة من بنی هاشم و رجالا من آل رسول الله ص قد وردوا لزیارة قبر الحسین ع فوافوا فی وقت واحد و تلاقوا بالبکاء و الحزن و اللطم و أقاموا ...

 

هنگامى که زنان و فرزندان حسین از شام برگشتند و به عراق رسیدند به راهنما گفتند: ما را از راه کربلا ببر. وقتى به موضع قتلگاه رسیدند جابر بن عبد اللَّه انصارى را با گروهى از بنى هاشم و مردى از آل رسول اللَّه یافتند که براى زیارت امام حسین علیه السلام وارد شده بودند. همه در یک وقت وارد شدند و با یک دیگر شروع به گریه و حزن کردند و لطمه بصورت زدند.

ماتمى بپا کردند که فوق العاده دلخراش و جگر سوز بود. زنان آن دیار نیز به ایشان پیوستند و عموما چند روزى عزادارى کردند.(2) البته آقای رسول جعفریان این نظر را مورد بررسی و نقد قرار داده اند.(3)

 

اربعین,وقایع اربعین,اربعین امام حسین(ع)

 

3. رسیدن کاروان اسرا به مدینه
بشیر بن حَذلَم می گوید: وقتى نزدیک مدینه رسیدیم حضرت زین العابدین علیه السلام پیاده شد و پس از اینکه خیمه‏ هاى خود را بر سر پا کرد زنان را پیاده نمود. بعد به بشیر فرمود: خدا پدر تو را که شاعر بود رحمت کند. آیا تو بر گفتن شعر قادرى؟ گفتم: آرى. یا ابن رسول اللَّه، من نیز شاعرم. فرمود: وارد مدینه شو و خبر شهید شدن امام حسین را بده. من بر اسب خود سوار شدم و آن را راندم تا وارد مدینه گردیدم. هنگامى که بر در مسجد پیغمبر خدا رسیدم صدا بگریه بلند کردم و این شعر را سرودم:

 

یا أهل یثرب لا مقام لکم بها            قتل الحسین فادمعی مدرار
الجسم منه بکربلاء مضرج              و الرأس منه على القناة یدار

 

یعنى اى اهل مدینه (نام مدینه قبلا: یثرب بوده است) جا ندارد که شما در مدینه بمانید. حسین مقتول شد! این اشکهاى من است که فرو می ریزند؛ جسم مقدس امام حسین در کربلا غرقه به خون است و سر مبارکش بر فراز نیزه دور میزند! بشیر میگوید: سپس گفتم: این على بن الحسین است که با عمه‏ ها و خواهرانش نزدیک شما بر در دروازه مدینه وارد شده ‏اند. من فرستاده آن حضرت می باشم، آمدم تا شما را از مکان آن بزرگوار آگاه نمایم. هیچ زن پرده‏ نشین و محجوبه‏ اى نبود مگر اینکه از مکان خود خارج شد.


زنان در حالى بیرون آمدند که سر و پاى برهنه بودند، صورت‏هاشان خراشیده بود، لطمه بصورت خود میزدند و صدا به وا ویلا بلند می کردند، هیچ روزى بقدر آن روز گریه‏ کننده نبود، هیچ روزى نظیر آن روز به مسلمانان تلخ نگذشت... بشیر میگوید: عموم مردم بر من سبقت گرفتند و متوجه حضرت سجاد(علیه السلام) شدند.


بخدا قسم اگر پیامبر خدا آن طور که به این مردم درباره ما سفارش کرده راجع به کشتن ما توصیه میکرد اینان بیشتر از این به ما ظلم نمی کردند و ما را نمى ‏کشتند...
من نیز اسب خود را به تعجیل راندم و بسوى آن مردم باز گشتم. دیدم آن مردم راه و جاده‏ ها را فرا گرفته ‏اند. من از اسب خود فرود آمدم و روى دوش مردم راه میرفتم تا خود را نزدیک در آن خیمه ‏اى رساندم که حضرت على بن الحسین(علیهماالسلام) در میان آن بود.

 

حضرت سجاد(علیه السلام) پارچه ‏اى بدست داشت که اشکهاى خود را بوسیله آن خشک می کرد. یک خادمى پشت سر امام سجاد(علیه السلام) بود که صندلى همراه خود داشت. وى آن صندلى را نهاد و امام سجاد(علیه السلام) در حالى بر فراز آن نشست که نمی توانست از گریه‏ خوددارى نماید! صداى مردم به گریه بلند شد. ناله و فریاد دختران و زنان بلند شد. مردم از هر طرف به امام سجاد(علیه السلام) تسلیت و تعزیت می گفتند. کار بجایى رسید که آن بقعه یک پارچه ضجه و گریه شد!! امام سجاد بدست خود به مردم اشاره کرد: ساکت شوید! وقتى مردم آرام شدند؛ آن حضرت فرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ‏، بارئ الخلائق اجمعین، الذى بعد فارتفع فی السموات العلى، و قرب فشهد النجوى و ...


ایها الناس! آن خدائى که حمد مخصوص او است ما را به مصیبت‏هاى جلیل و بزرگ و رخنه بزرگى در اسلام مبتلا کرد. زیرا امام حسین علیه السلام با عترتش شهید شدند، زنان و کودکانش اسیر گردیدند، سر مبارکش را بر فراز نیزه در شهرها گردانیدند. و این مصیبتى است که نظیرى نخواهد داشت.


ایها الناس! کدام یک از شما بعد از شهادت امام حسین مسرور و خوشحال خواهد شد؟ کدام چشم است از شما که از ریختن اشک خوددارى و مضایقه نماید... ایها الناس! کدام قلب است که براى شهید شدن حسین شکافته نشود. کدام قلب است که به حسین علاقه نداشته باشد. کدام گوش است که این مصیبت اسلام را بشنود و ناراحت نشود... بخدا قسم اگر پیامبر خدا آن طور که به این مردم در باره ما سفارش کرده راجع به کشتن ما توصیه میکرد اینان بیشتر از این به ما ظلم نمی کردند و ما را نمى‏ کشتند... (4)

 

پی نوشت ها:
1. درر الأخبار با ترجمه‏ سید مهدى و على رضا حجازى و عیدى خسروشاهى‏، ج 1، ص: 697 و 699، ناشر: دفتر مطاالعات تاریخ و معارف اسلامى‏
 2. سید على بن موسى بن طاوس، اللهوف، انتشارات جهان تهران، 1348 شمسى،‏ ص : 196
3. رجوع شود به ره توشه راهیان نور، ویژه محرم و صفر 1430ق، صص200 تا 205
4. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام‏،محمد جواد نجفى‏، ج 1، ص: 196 تا  198،ناشر: اسلامیه‏
منبع:tebyan.net

  • مهدی قاسمی

کلام نور 7

مهدی قاسمی | دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۱۶ ب.ظ



  • مهدی قاسمی

پند و حکایت 2

مهدی قاسمی | سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ


  • مهدی قاسمی

کلام امیر 2

مهدی قاسمی | دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۶ ب.ظ

  • مهدی قاسمی

مراسم عزاداری ماه محرم

مهدی قاسمی | پنجشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۴۳ ب.ظ

به گزارش بسیج دانش اموز دبیرستان ابن سینا

به مناسبت محرم  ,مراسم عزاداری اقا ابا عبدالله همراه با مداحی و با سخنرانی  حاج آقا غلامی به پایان رسید.






  • مهدی قاسمی